
غنچه ی امید اگر چه پرپر است یک سلامت از دو عالم بهتر است بانوی گیسو سپید بستری گرچه بیماری طبیب حیدری همسرم هم سایه ام هم سنگرم بی توریزد سقف خانه بر سرم لاله زار وحی را دودی سیه پوشیده بود شعله، جای لاله در بیت خدا روییده بود مرتضی خاموش و زینب بانگ وا اماه به لب مادر افتاده زپا محسن به خون غلتیده بود از فشار درد تاب یا علی گفتن نداشت بانوی خانه به پشت در به خود پیچیده بود