
ای امیدم، دست رد بر، سینه ی حیدر مزن جان زینب، حرف رفتن، با علی دیگر مزن یازهرا سر به زانو می نهم یازهرا کن دعا من جان دهم تو بمانی ای یار من غمخوار من یازهرا2 در نگاهم، حلقه بسته، موجی از دلواپسی تو نباشی، من چه سازم، با فراغ و بی کسی شمع من چون دل حیدر نسوز از مردن دم مزن چونکه هنوز تو جوانی ای یار من غمخوار من یازهرا2 تا تو هستی، در مدینه، احترامم می کنند بی تو نه با، من نشینند، نه سلامم می کنند رکن من می خورم بی تو زمین با من باش گرچه از غم این چنین قدکمانی ای یار من غمخوار من یازهرا2