نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

همه تکیه گاه من چادرت سرپناه من چه به حالت گذشته ای مادر بی گناه من از همه دنیا دلگیری ای قامت خمیده چشمات می بندی که وقت پروازت رسیده بمون بخاطر حسن نفس نفس نزن تو چشمات نبند نرو بخاطر حسین میون بسترت به دخترت بخند *** دخترت با خبر شده که زمان سفر شده جان زینب بگو چرا قامتت مختصر شده چی شده که خانوم دستاتو رو پهلو گرفتی تا لحظه ی آخر توو خونه از ما رو گرفتی بمون مسافر علی به خاطر علی بیا نرو سفر نرو که همزبون تو دلش شکسته ای شکسته بال و پر *** چه کبوده چشای تو نگرانم برای تو پاشو زهرا خون شده به دل بچه های تو آخه مگه میشه بعد از تو من زنده بمونم داری جلو چشمام جون میدی بانوی جوونم بگو به من چرا همه وصیتت شده توو این شبا حسین پاشو بهم بگو چرا نذاشتی یادگار کفن برا حسین حسین حسین حسین حسین ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد