شباي مدينه دلگيره
حاج محمود کریمیپسندیدن20
بازدید8K
شباي مدينه دلگيره علي ديگه داره ميميره نيمه ی شب، باد خزون ميون خونه ی علي پيچيده سكوت شب، ناتمومه براي فاطمه ی قد خميده بيداره حيدر تا سحر با اضطراب و دلهره مسافرش شايد بخواد كه امشب از دنيا بره شباي مدينه دلگيره علي ديگه داره ميميره *** شب تا سحر، ميگه علي فاطمه جان، پاشو بازم دعا كن فاطمهجان فاطمه جان چشاتو واكن و به من نگا كن نميتوني حتي ديگه بغل بگيري زينبو شبيهِ ديشب باز بايد دووم بياري امشبو صدا كن علي رو وقتي كه ديگه سفر تو نزديكه تو ماه شباي من هستي خونه بدون تو تاريكه شباي مدينه دلگيره علي ديگه داره ميميره *** اذون صبح، تا ميرسه فاطمه دنبال صدا ميگرده ولي علي، با چش خيس دوباره دنبال دوا ميگرده بهاي اين شبهاي سخت چشاي سرخ حيدره ولي دلش خونه كه اين شايد نماز آخره چه نيمه شباي سنگيني طلوع سحر غمگيني رها نميكنه زهرا رو دردي كه نداره تسكيني شباي مدينه دلگيره علي ديگه داره ميميره مائيم و نواي بينوايي بسمالله اگر حريف مايي