
اشکای من میباره چی میشه باز دوباره سر یه سفر با ما بشینی یا که بازم تو خونه دوباره بی بهونه بری کنار بابا بشینی خیلی بهتری تو امروز آخه کار خونه کردی باز با دستای شکستت تو موهامو شونه کردی بمیرم برات مادر3 بار سفر میبندی بعد سه ماه میخندی می بینی خونه تابوت اومده کنار بستر تو دوباره دختر تو برا بوسه به بازوت اومده پیش بستر تو زینب با نیگا به روی زردت فهمیده شروع شده وای باز دوباره پهلو دردت بمیرم برات مادر3 اشکای تو دوباره وصیتاتو داره دونه دونه میخونه پیش من بی رمق تن تو از بعد رفتن تو دو تا کفن می مونه پیش من وقتی اشک تو جوابی به سوال من نداره یعنی که داداش حسینم کربلا کفن نداره بمیرم برات مادر3