
بیا تا کی نهادی سربه صحرایا اباصالح بتاب ای آفتاب عالم آرا یا اباصالح صدای غربت مولا زچاه کوفه می آید علی تنهاست ای تنهای تنها یا اباصالح بیا ای وارث حیدر که زخم سینه ی زهرا به شمشیر تو میگردد مداوا یا اباصالح در و دیوار بیت وحی گوید با تو پیوسته که اینجا مادرت افتاده ازپا یااباصالح بیا از قنفذ کافر قلاف تیغ را بستان که جایش مانده بربازوی زهرا یااباصالح دوقبر ازشیعه گم گشته یکی زهرا یکی محسن شود روز ظهورت هردو پیدا یااباصالح میان دشمنان نقش زمین شد مادرت زهرا بگوآن دم چه حالی داشت مولا یااباصالح چرامخفی است قبر فاطمه درشهرپیغمبر بیا و پرده از این راز بگشا یااباصالح