
دوباره خاطراتم و مرور كنم آی آدما از كوچه ی بچگیام عبور كنم آی آدما یادم میاد همین شبا دیدم بابا شال عزا رو گردنش، پیرهن سیاه كرده تنش با گریه گفتم بابا جون، مگه بازم محرمه چرا دلت غرق غمه، شال عزات برا چیه پیرهن سیات برا كیه بابام میگفت ای گل من بلبل من اگه دل شیعه در همه میبینی رو دلت یه غمه برا مادر محرمه ای عزیزم هزار و چهارصد سال پیش تو مدینه به خاطر بغض و كینه تو كوچه ای باریك و تنگ آدمایی با دل سنگ تازیونه ها رو میكِشن مادر مارو میكُشن مادر بچه سیدا رو میكُشن (منادی صدا زد این الفاطمیون)۳ چشمم یه ساله به دره فاطمیه از راه برسه اما بی بی سینه زدن دیگه بدون مهدی بسه پس كی آقامون میرسه خوب میدونی این دل من از روز ازل فاطمیه كوچه های سینه زنی كوچهی بنی هاشمیه بیا بی بی جون ای قد كمون از توی این كوچه برو اگه خاطرت از یه كوچه پریشونه این كوچه امن و امونه آخه ما سینه زنیم دیگه سیلی نمیزنیم آخه ما گریه كنیم در خونه نمیكنیم سینه زن ها همه آماده باشین بی بی از بین شماها رد میشه اگر چادرش یه وقت خاكی بشه خدا میدونه كه خیلی بد میشه آره ما سینه زنا فداییشیم كشته ی بچه ی كربلاییشیم