نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بغضو فراموش کن آتیشو خاموش کن بین در ودیوار ناله میاد گوش کن بَچَم داره می میره 2 اَما فیکم مُسلِم عزاداریم مَردم فرشته میسوزه توو آتیشِ هیزم به حال من ای دل بسوز غریب تر میشیم روز به روز *** دیدم نمک روی زخمِ جگر میخورد دیدم لگد ها که محکم به در میخورد مادر داره می میره 2 با سنگِ بی رحمی شکسته آیینه خدایا میخ در چه کرده با سینه با میخ ای دل بسوز غریب تر میشیم روز به روز 2 به حال من ای دل بسوز غریب تر میشیم روز به روز 2 *** دیدم که دستای بابای می بَندن دیدم که به اشکاش نامردا میخندن بابام داره می میره 2 علی میگفت یا رب ببین افسوسم رو چل تن توو کوچه زدن ناموسم رو با این روضه ای دل بسوز غریب تر میشیم روز به روز 2 به حال من ای دل بسوز غریب تر میشیم روز به روز 2 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد