
بی کسی رو سرمون آوار شد پشت هم غصه و غم تکرار شد هر چه شد بین در و دیوار شد 2 کبوتری پشت در نفس نفس میزنه میخواد که از رهبرش دفاع کنه یک تنه شمع و پروانه رو یک دَم کُشتن مادر و بچه رو با هم کشتن *** روز ما مثل شبای تار شد مادرم بستری و بیمار شد هر چه شد بین در و دیوار شد 2 چهل نفر اومدن به دور زهرا طواف یکی میزد با لگد یکی میزد با غلاف دستاشو وقتی دارن میبندن به غریبیِ علی میخندن شمع و پروانه رو یک دَم کُشتن مادر و بچه رو با هم کشتن *** بیعت غدیر خم انکار شد غنچه ای زخمی یک مسمار شد هر چه شد بین در و دیوار شد 2 نگاه زینب دیگه پر از پریشونیه به یک در سوخته و به چادر خونیه دل هر کافر و مؤمن می سوخت وقتی گهواره ی محسن می سوخت ***