نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دختری سوخته دل افسرده گل رخسار زغم پژمرده پرده از راز درون بر میداد چه سخنها که به مادر میداد گفت با خون جگر ای مادر بی خبر مانده ای از حال پدر چشم بابا ز چه از اشک تر است نگهش از چه به دیوار ودر است گه نظر بر رخ بیمار کند گریه ها درپس دیوار کند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد