الهی بمیرم این روزا تب داره مادر
مهدی رسولیپسندیدن700+
بازدید112K
الهی بمیرم این روزا تب داره مادر الهی بمیرم این شبا تا صبح بیداره مادر درد داره اما، لبخند میزنه خیلی به فکر فردای منه، مادره دیگه میسوزه از تب چیزی نمیگه امشب و هر شب چیزی نمیگه، مادره دیگه دنیا برا من شیرینه تا وقتی سایهاش رو سرمه دنیای من مادرمه فاطمه مادرمه... ***** الهی بمیرم که چه زود، پیر شده مادر الهی بمیرم انگار از دنیا سیر شده مادر با اینکه روی پاهاش ورمه هرجای خونه دور و برمه، مادره دیگه از درد بازوش چیزی نمیگه از زخم پهلوش چیزی نمیگه، مادره دیگه دنیا به دردام تسکینه تا وقتی سایهاش رو سرمه دنیای من مادرمه و مادرمه و مادرمه فاطمه مادرمه و... ***** الهی بمیرم نفساش شده حیاتی الهی بمیرم که شده ذکرش عَجِّل وفاتی با اینکه مادر، قدش خمیده توی نگاهش، نور امیده، مادره دیگه دلگیره اما، چیزی نمیگه میمیره اما چیزی نمیگه، مادره دیگه از درد بازوش چیزی نمیگه از زخم پهلوش چیزی نمیگه، مادره دیگه دنیا به دردام تسکینه تا وقتی سایهاش رو سرمه دنیای من مادرمه و مادرمه و مادرمه فاطمه مادرمه و...