نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غزل فریضهی عشق است و از نوافل نیست بهشت با غزلِ مدح تو معادل نیست به موی تو شب و با روی تو سحر کردم کسی که دل به تو نسپرده است، "بیدل" نیست تو نور نافلههای شب حسینی پس بدونِ نور تو اصلاً بهشت کامل نیست تمامِ خلق برایت اگر عقیقه شوند به تار موی تو سوگند باز قابل نیست به اعتقاد من از روح پاک محروم است به شأن عصمت تو هر کسی که قائل نیست رسیدی و به نگاهی دل از همه بردی تو ارثِ عصمت خود را ز فاطمه بردی ***** دو چشم مستِ تو دکّان کیمیاگری است به غمزههای نگاه تو ماه مشتری است فرشتههای موکّل تو را طواف کنند که دستمزد طوافت حسینباوری است زُهِیرها همه پایینِ پای تو جمعند که کار خاکِ قدومت زُهِیرپروری است برای ساحتِ ابروی تو سر آوردم سرَم فدا نشود حاصل سبُکسَری است شدهست نام تو ذکر همه رجزخوانها طنینِ نام علی مایهی دلاوری است رجز بخوان که شود حشر و خلق برخیزند یلان ز چرخش تیغ تو زَهره میریزند ***** سبو و ساغر و مستی و جام و مینا تو پیمبر و حَسنِین و علی و زهرا تو غلامِ ترکی و جونِ تو آسمان و زمین تمامِ عالَمیان بندهاند و آقا تو به خاکِ پای تو افتاده بید مجنونم و سروِ خوش قد و بالای قوم لیلا تو تو مجتبای حسینی و راهبندانِ همیشگی سرِ کوچه و گذر با تو تو صفحه صفحهی نهجالفصاحهای پس حال بگو بهانهی خلقت نبی شود یا تو؟ تو مستِ ذات خدایی، تو مستِ توحیدی میانِ کربوبلا چون علی درخشیدی ***** به پهنهی گیتی پهن خوان تو باشد زمین، زمین تو و آسمان تو باشد حسین را تو حدیث اَلَست می خوانی حدیثها چه خوش است از زبان تو باشد عقیده دارم از اوّل صدای مرد ظهور به لحن و لهجه و صوت اذان تو باشد به زیر قُبّه سحر غالباً دل مَردم کنار ششگوشه میهمان تو باشد عقیق را لبِ تشنه به کام خود مگذار عقیق تشنهی آب دهان تو باشد تمامِ کربوبلا از تنِ تو سهمی بُرد تمامِ کربوبلا پس از آنِ تو باشد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد