سرودن از لب تو با انارها
ابوذر روحیپسندیدن1
بازدید700+
سرودن از لب تو با انارها و راوی شکفتنَت بهارها به پاکبودن تو غبطه میخورند زلالیِ تمامِ چشمهسارها برای کشتن آمدی و گیسویت تنیده حلقه، حلقه، حلقه، دارها یکیدو تا که نیست زلف مشکیات نشسته روی دوشت آبشارها برای من که نه، همیشه گفتهام خوشا به حال با تو همجوارها خوشا به حال عاشق و نداریاش خوشا به حال هرکه دوست داریاش کسی بهجز تو نانمان نمیدهد زمین نمیدهد، زمان نمیدهد بدون مهربانی تو هیچکس پَر مرا به آسمان نمیدهد هنوز هیچ سائلی را ندیدهام که خانهی تو را نشان نمیدهد دلی که با محبّت شما تپید به هرکسی رسید جان نمیدهد درخشش تو را هرآنکسی که دید به آفتابِ کهکشان نمیدهد کدام رشتهکوه مدّعی شده علیعلی مرا تکان نمیدهد تو از تبار بهترینقبیلهای تو دوّمینعلیِ این قبیلهای ***** نگاهِ اهلِ خانه بر دهان توست که بهترین کلامها از آنِ توست چه خوب حرفهای خوب میزنی شنیدنیترینبیان، بیانِ توست تو آمدی و بعد از این حسین هم در انتظار چرخش زبان توست قرار شد هرآنچه خواهی، آن شود و آنِ او همان شود که آنِ توست به نوکری مرا هم انتخاب کن نه حرف من، که حرف نوکران توست برای تو قبول کن که سخت نیست و هرچه خواهش است، در توان توست لبت همین که میل تاک میکند ستون خانه سینه چاک میکند ***** مگر نه پادشاه و شاهزادهای؟! چه زندگی پاک و سادهای نباید از گدا به راحتی گذشت خودت به ما همیشه یاد دادهای عنایتی نِما تو ناسلامتی برادرِ بزرگِ خانوادهای مُحصّل سه تا امام بودهای پیمبریترینامامزادهای سوار مرکبی و خیرهات شدهند نگاه در شگفتِ هر پیادهای پدر دلش به زیر گامهای توست هنوز هم که ایستادهای برو که با شهامت و جوانیات نشان دهی چقدر باارادهای برو بجنگ مثل شیر، مثل مرد برو بهانهای بجوی و بازگرد ***** خدا وسیله ساز میشود، بیا نمیشود نه، باز میشود، بیا بهانهای کجاست بهتر از عطش؟! خدا وسیلهساز میشود، بیا بیا که با اذانِ تشنگی تو نماز سرفراز میشود، بیا دو رکعتِ لب تو با لب پدر نماز در نماز میشود، بیا و از محبّت شما پدر پسر دوباره کشفِ راز میشود، بیا بیا که با دوباره نازکردنت حسین بینیاز میشود، بیا