تصویر حاج محمدرضا بذری - عمری گذشت و یوسف زهرا نیامد

عمری گذشت و یوسف زهرا نیامد

[ حاج محمدرضا بذری ]
عمری گذشت و یوسف زهرا نیامد
این جمعه هم رفت و عزیز ما نیا

در روضه‌ها با او قرار ماست امشب
مهدی مصیبت‌خوان تاسوعاست امشب

ای دل! بیا تا قدر امشب را بدانیم
از عبدِ صالح با اباصالح بخوانیم

وقتی «بِنَفْسی أنتْ» می‌گوید امامش
ما عاجزیم از درک و توصیف مقامش

در سایه‌ی خورشیدِ تابان است این ماه
سبقت گرفت از عالمی با سبقة الله

مانند بدریّون به قرآن می‌درخشد
ماهی که در بزم شهیدان می‌درخشد

قرآن ناطق ذاکر مدح و ثنایش
گفتار صادق شاهد صدق و وفایش

میثاق محکم بسته با ما عاهَدُ الله
او دست داده، دست بیعت با یدالله

عهدی که او بسته به امضای حسین است
او سوره‌ی «إنّا فَتَحنا»ی حسین است

در هر دعای دست او شوق وداع است
تصویری از «هب لی کمال الانقطاع» است

اسماء حُسنای الهی در ضمیرش
«فَالله خیرُ حافظاً» جوشن کبیرش

عبّاس یعنی ماه‌صورت، مِهر‌سیرت2
عبّاس یعنی اسوه‌ی صبر و بصیرت

والله در توصیف قدرش ناتوانیم
باید به ذکر فضل او قرآن بخوانیم

او بهتر از اصحاب طالوت امتحان داد
در نهر آب اوج مروّت را نشان داد

در پیچ و تاب موج‌ها بی‌تاب‌تر گشت
موسی شد امّا تشنه‌لب از آب برگشت

او را نماد «انتم الاعلون» دیدیم
در هر زمان غالب به هر فرعون دیدیم

همچون کلیم الله اعجاز آفریده است
امّا ید بیضای او دست بریده‌ست

دستی که دارد منزلت از انزل الله
بر فضل او داده شهادت فضّل الله

دستی که از آن می‌دمد فیض مسیحا
دستی که دارد عطر تسبیحات زهرا

دستی که با او پرچم توحید بالاست
دستی که تا فتح نهایی یاور ماست

دستی که دست قدرت پروردگار است
دستی که در چشمان ظالم ذوالفقار است

دستی که زیر سایه‌ی آن کشور ماست
دستی که عمری دست‌گیر رهبر ماست

ما فاتح دیروز و امروز نبَردیم
تا با اباالفضلیم پیروز نبَردیم

سه وعده‌ی صادق شروع انتقام است
کار عدو در وعده‌ی بعدی تمام است3

ای قدس! ما بر غاصبان غالب بیاییم
با یا علی ابن ابی‌طالب بیاییم

امروز امید اهل بیت این سرزمین است
ایرانِ ما مُلک امیرالمومنین است2

شیعه به عزم و اقتدارش سربلند است
از هر دمش «لبّیکَ یا حیدر» بلند است

لبّیک یعنی پیروی از امر مولا
لِظّالم خصماً و لالمظلوم عونا

لبّیک یعنی ذکر «قالوا ربُّنَا الله»
«ثُمَّ استقاموا» گفتن و ماندن در این راه

لبّیک یعنی عهد محکم با اباالفضل2
لبّیک یعنی در شداید یا اباالفضل

ما تا ابد دین خدا را پاسداریم
این درس را از مکتب عبّاس داریم

«قد ضاقَ صدری» گفت با اشک چکیده
وا کرد از کارش گره دست بریده

تا بر زمین افتاد، مادر را صدا زد
از حنجر تشنه برادر را صدا زد

یک چشم ثارالله بر عبّاس خون‌بار
چشمی دگر بر خیمه‌های بی علمدار

*****

صلّی الله علیک یا اباعبدالله...
...
یا مَن وفا ببیعته
فدای اشک مَشک تو که راوی شجاعته
نهایت سخاوته
فدای دست‌های تو که مظهر قیامته
وسیله‌ی شفاعته

ای زور بازوی شاه لا فتیٰ
ای ساقی العطاشا بکربلا
یا ناصر الحسین، یا حامل الّوا

پناه و تکیه‌گاه کشتی نجات اباالفضل
تویی تمنّای لب آب فرات اباالفضل
دخیل یا اباالفضل، باب نجات اباالفضل

...

یا مَن وفا ببیعته
به زیر قبّة الحسینه هر کی زیر قبّه‌ته
محل استجابته
فدای چشم‌های تو که چشمه‌ی محبّته
همیشه باب حاجته

یا نعم المستجار، یا نعم المجیر
یا کاشف الکروب، یا نعم النّصیر
بی‌دستِ کربلا دست ما را بگیر

هر کی زمین خورده می‌زنه صدات اباالفضل
دست گره‌گشای کلّ مشکلات اباالفضل
دخیل یا اباالفضل، باب نجات اباالفضل

...

یا مَن وفا ببیعته
خیال اهل خیمه زیر سایه‌ی تو راحته
نه حرف قتل و غارته
بدون تو حسینِ فاطمه شکسته‌قامته
این اوّلِ مصیبته

بی تو اشک حرم با خون توأمه
بی تو تُو شعله‌ها می‌سوزن همه
دور تا دور حرم بی تو نامَحرمه

تُو قتلگاه می‌ره قتیل العبرات اباالفضل
تُو خیمه‌ها می‌گن همه مخدّرات اباالفضل
دخیل یا اباالفضل، باب نجات اباالفضل

*****

ای غم شیرینت با آدم و حوّا
ای بهشت فطرت در دوزخ دنیا
با تو پیمان بستیم در عهد خمینی
أن تقوموا لله مَثنیٰ و فُرادیٰ

باید برخاست
دنیا با آن‌ها و مولا با ماست
این پیشه تاریخی طاقت‌فرساست
باطل خواهد رفت و حق پابرجاست

باید برخاست
هر مصر فرعونی دریا دارد
این قومِ با ایمان موسی دارد
شیعه در سختی‌ها رویا دارد

رویا یعنی دوباره حسین
می‌آید خورشیدی از تبار حسین
کنار او می‌جنگیم، کنار حسین
زمین برمی‌گردد بر مدار حسین

انّا علی العهدی، لبّیکَ یا مهدی...

...

ای پناه مردم هنگام بلاها
ای همه نیرویت از روضه‌ی زهرا
با شما می‌مانیم تا آخر قلّه
با شما می‌آییم تا مسجد الاقصی

با این رهبر
خیبر را له کردیم با «یا حیدر»
یاران رفتن بی سر، خونین‌پیکر
ما می‌مانیم امّا با همدیگر

باید فهمید
تا وقتی این ملّت ایمان دارد
کِی تسلیم و تحمیل امکان دارد
ایران رهبر، رهبر ایران دارد

ایران یعنی دیار علی
نیام شمشیر ذوالفقار علی
قرار یاران بی‌قرار علی
به این‌جا برمی‌گردد دوباره علی

انّا علی العهدی، لبّیکَ یا مهدی...

*****

اباالفضل، اباالفضل...
...
آرامش خیمه، قمر علقمه بودن
سرباز حسین بودن و شاه همه بودن
این‌ها همه به جای خود، الحقُّ و الانصاف
خیلی به تو آید پسر فاطمه بودن

تو نعم السّاقی و حسین نعم الامیر
بی‌دستِ کربلا دست ما رو بگیر

ابوفاضل مدد...

...

هر کس که علی گفته، اباالفضل شنیده
ایوان نجف را وسط علقمه دیده
ما از تو به غیر از تو نداریم تمنّا
حلوا به کسی دِه که محبّت نچشیده

می‌کارم اشکمو، طلا حاصل می‌ده
مزد این گریه رو ابوفاضل می‌ده

ابوفاضل مدد...

*****

اباعبدالله یا اباعبدالله...

یا اباعبدالله آقای من...
...

گرد حرم دویده‌ام، صفا و مرو دیده‌ام
هیچ کجا برای من کرب‌وبلا نمی‌شود

یا اباعبدالله آقای من...

*****

تا قهر علی بهر خوارج باشد
تا مِهر علی سکّه‌ی رایج باشد

تا پرچم کربلاست همرنگ شفق
عبّاسِ علی باب حوائج باشد

پربازدید‌ترین‌های شعر اول مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا بذری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد