
شیر نر جنگ جمل حسن پدر احلا من عسل حسن وقت معرفی ابو تراب فریاد میزنه انا ابالحسن رو سربند سر قاسم زدن عشق (حسن مولا حسن آقا حسن عشق)2 علی میر میمنه میجنگه مثه میثمه توی معرکه میکنه کار رو یکسره مو به مو جنگیدنش مثل حیدره (آقام حسن جانم) صلی الله علیک یا حسن تکرار شاه لافتی حسن داده دستور رزم قاسمو فرمانروای کربلا حسن جای اسمش همه عالم میگن عشق (حسن مولا حسن آقا حسن عشق)2 کسی که برد تو جمل بالا بیرقو زنده کرده قاسمش یاد خندقو که به ترفه العین زده سر ازرق رو (به نام کرم به نام حسن)2 (حسن امام من است و منم غلام حسن)2 (به سینهزنا سلام حسن)2 (حسن امام من است منم غلام حسن)2 (بی تو عمرم و من حیف میکنم)2 (تو اربابمی من کیف میکنم)2 (کریم آل الله به تو سلام الله)2 چون شیر بر حق علی ولی الله رو سربند سر قاسم زدن عشق حسن آقا حسن مولا حسن عشق