تصویر حاج محمدرضا طاهری - شب عاشقانگی است و من شده‌ام گدای تو یا علی

شب عاشقانگی است و من شده‌ام گدای تو یا علی

[ حاج محمدرضا طاهری ]
شب عاشقانگی است 
و من شده‌ام گدای تو یا علی
به امید آن‌ که صدای من 
برسد به اهل سَما علی

چه کنم اگر که در آن میان 
نرسد صدا به صدا علی؟
تو که‌ای که نام بلند تو 
به خدا رسانده مرا علی؟
به‌خدا که با تو رسیده‌ام 
به زلالِ ذاتِ خدا علی

تو که‌ای که برتری از مکان 
و چنین گذشته‌ای از زمان؟
تو که‌ای که از بَرَهوتِ تن
زده پل به مرکز بی کران؟

تو همان که در تو به حیرتم
تو همان که إنس و فرشتگان
تو همان که درک همه جهان 
شده در صفات تو ناتوان
تو همان که قبله‌ی اهل دل
تو همان که قبله‌نما علی

نه عجب که دُرّ نجف شود 
قطرات اشکِ زلال تو
ظلمات بود و تو آمدی
کَشَـفَ الدُّجی به جمال تو

تو محمدی و به این سبب 
بَـلَـغَ العُلی به کمال تو
حسنی و فاطمه و حسین
حَـسُـنَـت جمیعِ خصالِ تو
صلوات بر تو و آل تو
همه وقت، در همه جا علی

تو چگونه آمده‌ای بگو 
که نه حاضری و نه غایبی؟
چه بگویم از جَلَوات تو 
تو که جلوه‌گاه عجایبی

تو ابوتراب و اَبوالیَم و
طلوع کل مطالبی
پدر مکرّم زینبی و 
شریک هر چه مصائبی
برسان مرا به جوار خود 
پس از آن به کرب‌‌و‌‌بلا علی

به خدا قسم که بدونِ تو 
همه جا همیشه مُشَوّشم
به بهشت بی تو نمی‌روم 
که بدون تو پُر آتشم

نخورم مِی از خُمِ دیگران 
که خمارِ کوثر بی‌غَشَم
به کدام شیوه بیان کنم 
که چه می‌کِشم که چه می‌کِشم؟
نفسی اگر نکنی نظر 
به گدای بی‌سر و پا علی

چه خوش است در تصوّر من 
که تو نون بین لَنا شوی
چه خوش است ای شَه لافَتی 
که شکوه نقطه‌ی باء شدی

تو رسیده‌ای به وصال حق 
که امیر هر دو سرا شدی
همه ترس من بوَد از همین 
که خدا نکرده خدا شوی
شده ذکر هر شبِ قدرِ من 
بِکَ یا علی بِکَ یا علی

نه فرشته‌ای و نه آدمی 
تو فقط تجلّی ایزدی
تو نگین حلقه‌ی انبیاء 
و شکوه حضرت سرمدی

چه در آسمان و چه در زمین 
تو سرآمدی، تو زبان‌زدی
تو عزیزِ خانه‌ی فاطمه 
تو عزیز جانِ محمدی
و تویی که وقت مُباهله 
شده شرحِ أنفسنا علی

که علی‌ست یَحکُـمُ ما یُرید 
که علی‌ست یُثبِتُ ما یشاء
که علی‌ست کُنهِ سوره‌ی روم و 
که علی‌ست معنیِ هَـل أتی

که علی‌ست مُنتَهِیَ الهِمَم
که علی‌ست سایه‌ی ماسوا
که علی‌ست سعیِ به سوی حق 
و علی‌ست مَروه‌ی با‌صفا
نشود قبول حجِّ کسی
به‌خدا بدون ولا علی

به خدا به اذن خدا فقط 
ابدی شدی، ازلی شدی
و به کام مردم مِی‌کده 
مِی نابِ لَم یَزَلی شدی

ملکوت نابِ غزل شد و 
تو در آن عجب غزلی شدی
خبری رسید و در آن خبر 
تو فقط امیر و علی شدی
لِـتُرابِ مَـقدَمِـکَ الفِـدا
دل و جان عاشقِ ما علی

بنشین دوباره رجز بخوان 
که زمانِ کف زدن آمده
درِ قلعه‌ای که تو کَنده‌ای 
زِ هراس در سخن آمده

بروید از سر راه او 
که امیرِ بت‌شکن آمده
چه بد است عاقبت کسی 
که به جنگ تن به تن آمده
به سپاهیان و یَلان بگو 
بدهند آب طلا علی

شده‌اند در مقابل تو 
همه شیرِ بی‌سر و یال و دُم
همه گفته‌اند و شنیده‌ام 
که شدند مُـعتَرِفٌ بِـکُـم

نگران آن همه مَرحَبم 
که فرار کرده و گشته گم
دل بی‌قرار و هوایی‌ام 
شده رهسپار غدیر خُم
به چهارده خُمِ مِی قسم 
اَحَدی نرسیده تا علی

اسداللها، اُذُنُ اللها 
به شب بلند عبادتت
به کدام رتبه رسیده‌ای 
که خداست شاهد رتبتت

به نجف رسیده مسافری 
که رسد به فیض زیارتت
به عنایتت به کرامتت 
به محبّتت به شفاعتت
تو بگو به غیر حریم تو 
به کجا رود به کجا علی؟

همه شب نشسته خیالِ تو 
سر راه من، سر راه من
چه شود اگر که نگاه تو 
برسد شبی به نگاه من

به دو چشم غرق خیانتم 
به دو چشم غرق گناه من
و تو ای سپیده نظر کنی 
به من و به روی سیاه من
چه غم از عذاب خدا اگر 
که تویی شَفیعِ جَزا علی

ثَقَلین مدحِ دو چشم تو 
شده روشناییِ دفترم
که علی‌ست ذکر مداومم
صلواته قند مُکرّرم

به جهان مُرید ابوذرم
مدیون مالک اشترم
نروم به زیر بیرق کَس 
که غلام و خادم قنبرم
همه عمر بنده‌ی حیدرم 
به حقیقتِ إنّـما علی

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حاج محمدرضا طاهری امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد