نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چه میکشد آن پرندهای که، در آسمانت رها نگردد در این حرم آشیان نگیرد، به گرد صحن شما نگردد (رفیق کهنه شرابمان کن، بساز و دائم خرابمان کن دعا کن و مستجابمان کن، که بی تو حاجت روا نگردد)۲ نباشد عشقت اگر که در دل، چگونه سالک رسد به منزل چگونه کشتی رسد به ساحل، اگر علی ناخدا نگردد شب آمد و منجلی شدی تو، سکوت کردی جلی شدی تو شکوه نادعلی شدی تو، دلم اسیرت چرا نگردد به گرد صحن شما نگردد خموش گردد دم مسیحا، عصا میافتد ز دست موسی نمیرهد نوح از آن بلایا، اگر اسیر شما نگردد چرا که در دل بدون نورت، بدون عشقت بدون یادت ضیا نباشد صفا نباشد، دل آشنا با دعا نگردد نجف مدینه، نجف خراسان، نجف قم است و نجف گلستان ز دیده راه حرم شناسان، نجف چرا کربلا نگردد در این میانه که عاشقانه، طواف کردم به دور خانه قبول حج کسی نگردد، که دور ایوان طلا نگردد علی امیر و علی موحد، علی دلیر و علی مجاهد چگونه ممکن شود به مسجد، دری از این خانه وا نگردد (علی است شمس هماره روشن، در آستانه به جنگ رفتن به جان مولا قسم که دشمن، حریف نور لنا نگردد)۲ حریف حیدر نبوده مردی، نموده طوفان به هر نبردی عقیده دارم که هیچ دردی، بدون نامش دوا نگردد چه خانهای و چه خانواری، چه جایگاهی چه اعتباری محیط رشد چنین تباری، چگونه دارالشفا نگردد چگونه مالک از او نگوید، قدوم بوذر رهش نپوید نگاه سلمان علی نجوید، چگونه میثم فدا نگردد الهی از غم جهان بسوزد، زمین بخشکد قمر بمیرد ستاره از آسمان بیفتد، اگر علی مقتدا نگردد غمش چنان مبتلا کند که، مرا اسیر بلا کند که به خود بگویم خدا کند که ، خدا نکرده خدا نگردد فدای یک جلوه از جمالش، پر است شعر من از خیالش خدا کند لحظهی وصالش، که بند بندم جدا نگردد نبی است اول زکیه دوم، علی است سوم حسن چهارم حسین پنجم به غیر از اینها، کسی شریک کسا نگردد به پای عشقش نشستهام من، سفالیام دل شکستهام من اگرچه وصف جناب دریا، میان این کوزه جا نگردد (جنون گرفتم در این هیاهو، بحق یا حی بحق یا هو الهی از ریشه دشمن او، چنان بیفتد که پانگردد)۲ قسیم نار و قسیم جنت، زلال سرچشمهی ولایت امام عشق و امام رحمت، کسی به جز مرتضی نگردد ابوترابی کتاب ناطق، ابوترابی امیر عاشق به سرزمین دل خلایق، چگونه فرمانروا نگردد منی که عشقی جز او ندارم، به غیر از این آرزو ندارم برای یک لحظه دستهایم، زدست مولا جدا نگردد کسی که با او سفر نکرده، به کهکشانش گذر نکرده برای وصلش خطر نکرده، به عشق او مبتلا نگردد اگر مرام علی نباشد، شکوه نام علی نباشد شهیدی از کربلا نیاید، سری جدا از قفا نگردد زمان تدفین یاس شب بو، چه ها گذشته به حضرت او که تا زمان ظهور مهدی، حقیقتش برملا نگردد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد