نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سفیرِ مظلومِ عزیزِ زهرایم در این شهر کوفه غریب و تنهایم واویلا واویلا... الهی مولایم نیاید تا کوفه که روزش همچون شب سیاه است با کوفه پریشان احوالم ندارم همدردی نمیبینم اینجا به غیر تو مردی وایلا واویلا.... خلاصه میگویم مجالس صحبت نیست به قلب این مردم ذرهای غیرت نیست دلم را میآزُرد هجوم اَنزارش امان از بازارش امان از بازارش به خون هست آغشته گِلِ تسبیح اینجا به مهمان خندیدن شده تفریح اینجا به فکر انگشتر، به فکر خَلخالن زبانم لال اینجا، به فکر گودالن واویلا واویلا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد