نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(سفرهی احسان خدا حسن قصهی نان و هَل اَتی حسن نقطهی تحت بسم الله علی آیهی بخشش و عطا حسن)۲ قسم به اشهد اَن لا الله الا الله رسد به چشمهی خورشید و بگذرد از ماه (به ذره گر نظری سازد آن ولی الله)۲ (با صلابت و با قدرت و با اقتدار تا که اومده میدون همه کردند فرار)۲ جانم به این شجاعت و رزم یَل حیدر تبار... مِیمَنه میجنگه مِیسَره میجنگه انگاری تو میدون خود آقا حیدره میجنگه بی کلاه و زره اومده با ذوالفقار با نگاه دو چشمش میشه ازرق شکار جانم به این شجاعت نسل یَل حیدر تبار جان قاسم جانان قاسم... یادگار حسن، افتخار حسن زنده شد توی میدون خاطرات اقتدار حسن اقتدار حسن خاطرات جمل زنده شده کربلا طوری زد سَر اَزرَق شده از تن جدا (جانم به این صلابت رزم نوهی مرتضی)۲ جان قاسم جانان قاسم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد