نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هدانا بکرامة الحسن... مرگ است، که عازم یسار است و یمین چون تیغ حسن نشسته هرجا به کمین سرتاسر دشت بانگ یا زهرا بود وقتی که شترسوار افتاد زمین هدانا بکرامةَ الحسن... وقتی که علی، به مجتبی فرمان داد دیدند که تیغ، در هوا جولان داد یک لحظه به دشمن علی رحم نکرد شمشیر حسن، قائله را پایان داد هدانا بمُحبة الحسن هدانا بکرامة الحسن هم آب حیات ما حسین ابن علی هم راه نجات ما حسین ابن علی از ورطهی گرداب نخواهیم گریخت کشتی نجات ما حسین ابن علی هدانا بمحبة الحسین... هدانا بولایة حیدر... گفتم که علی گفت بگو سِر الله گفتم که علی گفت بگو عین الله گفتم که به وصفش چه بگویم گفتا لا حول و لا قوة الا بالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد