نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سر من زیر قدمهای تو جایش خوب است طبق مِنوال تو هم تاجِ سری کن آقا سِیر در راه خدا راهبلد میخواهد لطف کن بر کف دستت نظری کن آقا حَبّهی حُبّ تو شیرینیِ قندِ جَنَّت دوزخ بغض تو هم مایهی رنج است علی دست در دست تو سلمان به مقامات رسید ردّ پاهات همان نقشهی گنج است علی جِبت و طاغوت سر افکنده شدند و آنگاه پاشدی تا به یَدُالله تو را بشناسند درب خِیبر به دو دستان تو بوسه زد و گفت افتخاریست که مرا به شما بشناسند موقع رَزم فقط طرز نگاهت بس بود چه شکوهی به میادین عرب میدادی عَبدُوَدها همه افتاده به خاکت بودند تو برای دل اَیتام به خاک افتادی چه بگویم که نبی گفت علی دین من است چه بگویم قلم از شَرم کمر تا کرده جالب اینجاست که با این همه مَدح و مَنصب لوح تقدیر تو را فاطمه امضا کرده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد