نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باز گردد به ازل، قیمت ایوان نجف میکشد عرش خدا، منت ایوان نجف بابت عرض ادب، بابت قبله شدنش کعبه باید برسد خدمت ایوان نجف شده با ارزش از آن روز که بخشید خدا به طلا ذرهای از قیمت ایوان نجف مثل شمشیر دو دم، دور علی میچرخد هر دوتا عقربهی ساعت ایوان نجف شک نکن حضرت زهرا به حرم آمده است هر زمان خم بشود قامت ایوان نجف داشت از دست توانید و برابر شانه که چنین رفت به زیر در خیبر شانه از وسط مرحبشان نصف شد، این کافی بود تا که خالی کند الباقی لشکر شانه اثر از بوسهی احمد به روی شانهی راست اثر از دست خدا داشت به دیگر شانه بی شک استاد خلیل است، همان بت شکنی که رکاب قدمش کرد پیمبر شانه کف پای علی تا که بر آن شانه رسید رفت از عرش خداوند فراتر شانه تا سواری به یتیمان بدهد شاه عرب تکسوار عرب از شوق سراسر شانه تا که سر با شکم سیر زمین بگذارند همه شب کیسهی نان داشت علی بر شانه نیاوردی به ابرو خم، نیامد خم به زانویت در از جا کندی و چسباندیاش محکم به زانویت در خیبر صدا زد که، مرا پل کردهای پس من صراط دومم چون متکی هستم به زانویت تویی آن فاتحی که قبل و بعد از فتح تو بگذاشت نبی مرهم به چشمانت، خدا مرهم به زانویت شب معراج جای اولین پله، به امر دوست بنا شد پا نهد پیغمبر خاتم به زانویت به وقت چاه کندن، چون سر زانوت خاکی شد ملائک صف به صف بوسه زدند از دم به زانویت به پاهای تو افتادن، نصیب نوح شد شاید اولوالعزمش کنی افتد اگر آدم به زانویت آهن شده تبدیل به گوهر کف دستش مردی که زده بوسه پیمبر کف دستش زد دست به نعلین علی، خادم مسجد عمری پس از آن بود معطر، کف دستش صد نقشه فلک دارد و با یکصد و ده خط کامل همه را داشته حیدر کف دستش با کیسهی نان چند محل رفته که زخمی است یک شب کف پایش، شب دیگر کف دستش سرمست شده قبضه بگو از چه دم ظهر کرار عرق کرد و نشد تر، کف دستش پیشانی او که اثر از پینه ندارد صد پینه علی داشت علی بر کف دستش این قدرت ایمان علی بود که چسبید مانند کتابی، درِ خیبر کف دستش با قول فمن یمُت همه میمیریم جان با تو اگر شود طرف، میچسبد قبل از سفر قیامت کرببلا انگور بهشتی نجف میچسبد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد