نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این بار فقط خشم، فقط غیرت و دردیم هیهات اگر تیغ، اگر نعره نگردیم کوهیم و زمین دید که ما مرد نبردیم کوهیم و دل آزردهی هتاکی گردیم ای گرد بچش سیلیِ طوفانی ما را از یاد مبر زخم سلیمانی ما را گفتیم علی تا که به خیبر بگریزد گفتیم علی تا همه یک سر بگریزد گیریم که به قلعهی صد در بگریزد هیهات که از شیعهی حیدر بگریزد خفاش کجا و حرم حضرت خورشید یک ذره کجا و همهی وسعت خورشید یک گرد کجا، منزلت ساحت خورشید یک قطره کجا، آتش پر شوکت خورشید ای لکّه بیا شرم کن او وسعت دریاست باز آبروی رفته مبَر، صحبت دریاست زخمیم و نمک بر جگرِ ما مگذارید هشدار، قدم دور و بر ما مگذارید ای خصم فقط سربهسر ما مگذارید پا روی دُمِ شیرِ نرِ ما مگذارید هرچند که بُرندهترین تیغ دَمِ ماست بُرندهتر از صاعقهی ما، قلم ماست این راه فقط راه نجات است بیایید این جاده مسیرِ برکات است بیایید این چشمه پُر از آبِ حیات است بیایید عشق است و سلام و صلوات است بیایید وقتی دلتان سختتر از هر دل سنگی است آرایهی این شعر هم آرایش جنگی است اسلامِ من اسلامِ رزیلانه نباشد اسلامِ سعودیِ ذلیلانه نباشد اسلامِ سرافرازی بیگانه نباشد اسلامِ سرافکندگی خانه نباشد اسلام فروش است هر آنکس که چنین است اسلام فقط مرحم اندوه زمین است اسلامِ من اسلامِ شهود است و شهادت اسلامِ من اسلامِ شعور است و رشادت اسلامِ تلاش است نه رِخوت و نه عادت اسلامِ سلامِ نفسِ صبحِ سعادت جان علی است او نفس فاطمهی ماست سوگند محمد همهی زمزمهی ماست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد