سرِ من زیر قدمهای تو جایش خوب است
علی اکبر حائریپسندیدن48
بازدید11.3K
سرِ من زیر قدمهای تو جایش خوب است طبق مِنوال تو هم تاج سری کن آقا سِیر در عرش خدا راهبلد میخواهد لطف کن بر کف دستت نظری کن آقا حَبّهی حبّ تو، شیرینی قند جنّت دوزخ بغض تو هم مایهی رنج است علی دست در دست تو سلمان به مقامات رسید ردّ پاهات همان نقشهی گنج است علی جِبت و طاغوت سرافکنده شدند و آنگاه پا شدی تا به یداللّٰه تو را بشناسند درب خیبر به دو دستان تو بوسه زد و گفت افتخاریست که من را به شما بشناسند موقع رزم فقط طرز نگاهت بس بود چه شکوهی به مَیادین عرب میدادی عَبدُوَدها، همه افتاده به خاکت بودند تو برای دل ایتام به خاک افتادی چه بگویم که نبی گفت: علی دین من است چه بگویم قلم از شرم کمر تا کرده جالب اینجاست که با این همه مدح و منصب لوح تقدیر تو را فاطمه امضاء کرده