نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از پیمبر خدا، روایت میشه دیدن روی علی، عبادت میشه میگن هر جا که گره، به کارت افتاد بگو یا علی مدد، اطاعت میشه یا علی مددی، از شما به ما برسه واسه روزیه هفت نسل نوکر تو بسه باشه منت عشق تو، تا ابد به سرم یه نجف کرَم، مرتضی علی ببرم همه زندگیم، فدای علی خدا ما رو آفرید،برای علی و لعنت فقط، به اون حاکمی که ناحق نشسته بود به جای علی مُهر تو ، تو سینه بی حد و بی مرزه زیر ایوون طلات، دلم میلرزه سختیه مردنمو، خریدارم به دیدن روی شما، اره میارزه من از اول عمرم تو رو، صدا میزدم صادقانه فقط رو زدن به تو، بلدم جان فاطمه روی منو زمین نزنی من امام حسنیام، تو ام ابالحسنی شهنشاه عشق، امیر عرب میبینم جمالت رو، به خوابم یه شب دلم تنگه و، شدم جون به لب منو کربلا ببر، تو ماه رجب نام ما را بنویسید مسلمان حسن لب ما بوسه نگیرد، مگر از نان حسن زلف خود را به نخ چادر زهرا بسته هر کسی هست در این در، پریشان حسن بی حرم هست، ولی هر چه حرم، زنده از اوست زائر کرببلا هم، شده مهمان حسن پسرانش همگی گوش به فرمان حسین علی اکبر همه جا، گوش به فرمان حسن عاقبت با مدد حضرت زهرای بتول عین ایوان نجف، میشود ایوان حسن پای فقیران میرود، سوی کریمان تا اینکه بنشینند، پهلوی کریمان هر کس گداتر شد در اینجا، شد مُقرب هستیم ما زانو به زانوی کریمان حتی جزامیهای تنهای مدینه خوشبو شدند از عطر خوشبوی کریمان آقا جواب ناسزا را، روی خوش داد جز این توقع نیست، از روی کریمان بین جمعیتی که سنگ زدند چهرهی چند آشنا دیدم به غذا لب نمیزنم دیگر سر سفره، سر تو را دیدم سر بازار که رفتیم، سرم داد زدند ای ابالفضل بیا، نیت بلوا دارند جگرم سوخت زمانی که رقیه میگفت عمه جان، این همه دختر همه بابا دارند حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد