نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زخمِ دلم بهتر نمیشه این حیدر اون حیدر نمیشه زخمِ سرَم هر چی که باشه زخمِ میخِ در نمیشه زخمِ پهلوی زنِ پابهماه نکنه هنوز نشد روبهراه روضههاشو گفتم هر شب به چاه پشتِ در افتاده بود بیگناه کشتنِش امّا میگفتن که خودِش مُرد خودِش حتماً یه روز محکم به دَر خورد خودِش خورده به جایی، چشم و گونهش خودِش آتیش گرفت، لابُد تُو خونهش ... آه دستِت بشکنه این که داری میزنی خانومِ منه (زنِ جوان مرا میزدند نامَردان مدینه فاطمهام را در احتضار انداخت) وای مادرم، مادرم، مادرم... ... مشغول حرف بود، که با پا به در زد و صدّیقه را مقابل مولا به در زد و فهمید مانده پشتِ در امّا به در زد و همراه مادری پسرش را به در زد و ... چندتایی زدند با پا در همه کج رفتند حتّی میخ همه لج کردند امّا در ... مادر یه جور دیگه بَرا همه عزیزه مادر نباشه زندگی بههم میریزه تاریکه خونه وقتی که مادر مریضه میسوزه از پا تا سرَم سیلی زدن به مادرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد