نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

راهِمونو بَست، فکرشَم نمیکردم مادرم نشست، فکرشَم نمیکردم گوشواره شکست، فکرشَم نمیکردم یکی نبود بگه نامَرد بَس کن یه زنه فکرشَم نمیکردم اینجور بزنه قدّم نرسید آخر، حالا منم و حسرت من موندم و یه کوچه، من موندم و خجالت ***** مَردکِ پَست که عمری نمکِ حیدر خورد داد زد بَر سرِ مادر به غرورم بَر خورد ایستادم به نوکِ پنجهی پا امّا حیف دستش از روی سرَم رد شد و بَر مادر خورد وای مادرم، مادرم، مادرم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد