
روضه سر بسته تر بهتره گریه پیوسته تر بهتره وقتی که روضه دختره روضهخون خستهتر بهتره ای سادات، میبخشید، که روضه، سنگینه چشمایِ، سه ساله، دیگه تار، میبینه لال بشه روضهخونِ رقیه سیلی برده امونِ رقیه (یا رقیه، رقیه رقیه)3 *** روضهخون گفت و من زار زدم هی سرم رو به دیوار زدم یاد بیبی، خودم رو تویِ روضۀ کوچه بازار زدم ای سادات، میبخشید، که روضه، مکشوفه خاکستر، میریختن، رو سرش، تو کوفه لال بشه روضهخونِ رقیه داره لکنت، زبونِ رقیه (یا رقیه، رقیه رقیه)3 *** روضهخون عمۀ قافله روضه هم روضۀ فاصله وای اگه دختری نیمه شب گم شه با پایِ پُر آبله ای سادات، میبخشید، که این روضه، داغه افتاده، سه ساله، با سر از، رو ناقه لال بشه روضهخونِ رقیه مرده با تازیونه رقیه (یا رقیه، رقیه رقیه)3 ***