غروبا تنها دم ویرونه غریبونه
سیدمهدی میردامادپسندیدن3
بازدید19.1K
غروبا تنها دم ویرونه غریبونه می گم با گریه كه دنیا اینجور نمی مونه یه روزی پایان می رسه، غمهای من می بینید از راه می رسه، بابای من میاره مرهم برای، زخمای من میاد و سوغات برای، من میاره یه چادرِ رنگی یه كفش، یه گوشواره موهامو شونه میزنه، باز دوباره بابا حسین، بابا حسین، بابا بابا سلام ای سرِ،زخمی من، ای سرِ بابا صفا دادی خونه ی ما رو، اومدی اینجا دلم رو بردی با سرت، بابا بابا كجا رفتی بی دخترت، بابا بابا منم مدیون خواهرت بابا بابا چهل منزل بی بال و پر، سخته بابا چهل منزل بی تو سفر، سخته بابا سفر با دشمن ای پدر، سخته بابا باباحسین، بابا حسین، بابا بابا