گرفته درد جدایی همه جهانم را

گرفته درد جدایی همه جهانم را

[ ابوذر روحی ]
گرفته درد جدایی همه جهانم را
که لحظه لحظه‌ زمان می‌برد امانم را

گرفته سینه‌ام از غصه‌ها نفهمیدم
هدف گرفته دلم مغز استخوانم را

پرنده‌ام که پریشان پریده‌ام اما
رسیده باد و به‌هم ریخت آشیانم را

اگر جدایی از یار امتحان من است
بدان که رد شدم این‌بار امتحانم را

نشسته‌ام به تماشا به انتظار فرج
به وقت آمدنت گفته‌ام اذانم را

تمام ترسم از این است از ندیدن تو
دوباره گاز گرفتم نوک زبانم را

*******

ای صاحب من عبد سیه‌روت منم
هیچم ولی عشق توست در جان و تنم

از بس که خراب کرده‌ام آقا جان
رویم نشود تو را صدایت بزنم

حق داری اگر برانی‌ام حق داری
حق داری اگر از این گدا بیزاری

ما مثل تو گریه کن روضه نشدیم
شرمنده ام از خودم از این کم کاری

امروز که آمدم خودت آوردی
از بس‌که شما بنده نواز و مردی

در روضه‌ی ما بیا و یک آه بکش
شاید که بفهمیم تو کوه دردی

*******

بر کام من طعم رطب رسیده
ماه خدا ماه رجب رسیده

زیباترین ماه خداست این ماه
هر ناله‌ای مشکل گشاست این ماه

اصلاً خدا باشد پی بهانه
تا بنده را راهش دهد به خانه

این ماه اذن بندگی بگیریم
از یار درس زندگی بگیریم

آمد به گوشم نغمه‌ی منادی
در خانه‌ات ما را تو راه دادی

یک عمر پوشاندی تو عیب‌هایم
تا یک سحر در کوی تو بیایم

یک جمله گویم شرح حالِ یک سال
از عید فطر پیش تا همین حال

با درد هجران ساختم الهی
دارو ندارم باختم الهی

شیطان به قلب غافلم کمین زد
هرجا که شد بار مرا زمین زد

این بنده روز خوش ندیده بی تو
کارش به رسوایی کشیده بی تو

گر بنگری مهمان این حریمم
ممنون لطف سیدالکریمم

پیر مناجاتی گرفت دستم
پای مناجات علی نشستم

با نور حق این سینه منجلی شد
دل مست نام مرتضی علی شد

شاه نجف برده ز دل قرارم
آواره‌ی ایوان طلای یارم

یارا ببین آشفته حالی‌ام را
بنما نظر دستان خالی‌ام را

اما غمی دیرینه دارم ای دوست
داغ حرم بر سینه دارم ای دوست

ترسم که بر خاک سیه نشینم
کرب‌وبلا را من دگر نبینم

من عبدم و آقای من حسین است
عشق دل شیدای من حسین است

شب‌های جمعه مادری حزینه
ناله زند با زخم‌‌های سینه

برخیز از جا عشق سربریده
پهلو شکسته مادرت رسیده

از عرش تا گودال گریه کردم
رفتی تو تا از حال؛ گریه کردم

دیدم در آن گرد و غبار، مادر
آمد کنارت نیزه‌دار، مادر

ای” نحر” گشته حق بده عزیزم
 خاک بیابان بر سرم یریزم

غصه نخور این ارثِ ماست مادر
بر سینه‌ی تو جای پاست مادر

روضه بخوانم تا سحر بُنیه
بوسیدنت شد دردسر بنیه

******
عزیزِ جوادُالاَئمه سلام
گلِ فاطمه یاعلیَ‌النَّقی
تویی که به من راه و میدی نشون
بخون جامعه تا کنم عاشقی

چقدر ناامیدو تو دادی امید
چقدر بی‌نوا رو تو دادی نجات
تویی چاره‌ی درد بیچاره‌ها
میشه مُرده زنده توی روضه‌هات

به یاریِ مردم نداری نیاز
به‌جای همه یارِ تو هست خدا
علی رو مگه میشه تَبعید کرد
نجف رو تو آوردی توی سامرا

علی بودی و قوم بد کینه‌ها
گذاشتن برای تو سنگ تموم
دلت رفت مدینه تو اون نیمه شب
به خونه‌ت همین که آوردن هجوم

تو رو بردنت دست بسته ولی
ندیدی توی شعله خانوم تو
تو رو بردنت دست بسته ولی
نکشته لگد، طفل معصوم تو

تو رو پیر کردن تو بَزمِ شراب
بمیرم بمیرم بمیرم برات
فقط گریه اینجا برات مَرهَمه
بریز اشکِ‌ خون از غمِ عمّه‌هات

******

بزم شراب بود ولی خواهرت نبود
بزم شراب بود ولی دخترت نبود

هرچند بين ره بدنت را كشيد و بُرد
دستِ كسي به روي زن و بچه‌ات نخورد

******

روضه‌ای که کرده منو خونه خراب
اینه که بردن آقامو بزم شراب

تصوری که میده نوکرو عذاب
اینه که بردن آقامو بزم شراب

یاد روضه‌های تو شام بلا
قاتل اصلی مولای منه

یاد اون سه ساله که با ناله گفت
نزنید این سر بابای منه

می‌خونم زیر لب هر شب
ای وای از عمه جان زینب

*******

تو رو پیر کردن تو بزم شراب
بمیرم بمیرم بمیرم برات
فقط گریه اینجا برات مرهمه
بریز اشک خون از غم عمه‌هات

سر غرق خون، تشت زر، هلهله
می‌لرزه تموم زمین و زمان
زدن خیزران، باز ناراضی‌ان
بشم لال الهی، کنیزم می‌خوان

پربازدید‌ترین‌های شعر اول مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

محبوب ترین‌های ابوذر روحی

نظرات