نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره روضهی آخر خدا بخیر کند دوباره داغ برادر خدا به خیر کند دوباره بارش سنگ و دوباره پیشانی حدیثِ تیر مُکرر خدا به خیر کند دوباره خاطرهی بوسههای پیغمبر دوباره شمر ستمگر خدا به خیر کند به روی سینه نشسته دوباره با خنجر شروع میکند از سر خدا به خیر کند یکی به روی بلندی، یکی تَهِ گودال نشسته مادر و دختر خدا به خیر کند میخونم سلام بر مُحرم هستم در حرم در مُحرم سلام بر مُحرم و شَهِ عالمین سلام بر مُحرم و به نور دوعِین سلام بر مُحرم و سلام بر حسین افتاده بین قتلگاه تو چنگ کینهی سپاه نداره دیگه جونپناه، پناه عالم باور نداره زینب اما داره میبینه رو سینهی داداشش شمر لَعینه بالای گودال هِی میره از حال پیر شده زینب قدّ هزار سال سالار زینب، سالار زینب... فریاد واویلا حسین، رحمی به حال ما حسین زینب شده تنها حسین بییار و مَحرم خوب شد ندیدی آتیش به چادرم رسیده سپاه کوفیا تا حَرم رسیده پاشو که زینب با این شرافت باید بپوشه رَخت اسارت نمیشه باورم تویی آیا برادرم تویی حسین مادرم تویی ای خفته در خون دونه دونه میبوسم اعضای پیکرت رو پیدا نکردم اما داداش سرت رو ای پارهپیکر خدا نگهدار هستیِ خواهر خدا نگهدار سالار زینب، سالار زینب...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد