نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امشب سپاه حق و باطل صف کشیدند یک عده حق، یک عده باطل برگزیدند در انتظارِ صبحِ فردا میخروشند یک عده جان، یک عده ایمان میفروشند یک دسته راه نار را در پیش دارند یک عده عشقِ یار را با خویش دارند امشب حسینیون نمیگُنجند در پوست فردا بُود معراجشان از دوست تا دوست امشب بلاجویان عاشق در نمازند فردا به نوکِ نیزه، سرها سرفرازند امشب دهد آلِعلی را پاس، عباس فردا ندای اهلِ خیمه، وای عباس امشب عدو دارد هراس از خشمِ عباس فردا به میدان خون رود از چشمِ عباس امشب شود وقف ولایت هستِ عباس فردا جدا گردد ز پیکر دستِ عباس امشب به جای آب، سقا اشک دارد فردا نه دست و نه عَلَم، نه مَشک دارد امشب علیاصغر در آغوش رباب است فردا در آغوش پدر در پیچ و تاب است امشب چو گل زینب گریبان را دریده فردا چه خواهد کرد با حلق دریده امشب حسین است و شب و چشم تَر او فردا روان بر خاک، خونِ از حنجر او امشب سرشک از چشمِ پیغمبر روان است فردا سر فرزندِ زهرا بر سنان است ای کاش خورشید از افق بیرون نیاید تا جانب گودال شمرِ دون نیاید ای کاش عمر آسمان پایان پذیرد تا خیمههای فاطمه آتش نگیرد ای اسب ها حرمت به این مولا بزارید فردا مبادا روی قرآن پا گذارید ای سنگ دشمن نشکنی آیینهاش را ای نیزه نشکافی به مقتل سینهاش را زینب بیا و مونس چشم ترش باش ای فاطمه فردا تو بالایِ سرش باش ***** لااالااا... مادر تو بدون شیرِ این لبِ یا این که کویرِ گریه نکن صدات میگیره لالا لالا... لالا لالا ***** امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سُم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع ***** (غریب گیر آووردنت) 2 جلو چشای مادرت غریب گیر آووردنت روی زمین کشیدنت غریب گیر آووردنت جلو چشای خواهرت غریب گیر آووردنت پاره شده پیراهنت غریب گیر آووردنت جلو چشای دخترت غریب گیر آووردنت داره میبینه دخترت غریب گیر آووردنت بریدن از قفا سرت غریب گیر آووردنت با چکمهها میزدنت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد