نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

صد شکر غبار حرمت تاج سر ماست نامت همه شب ذکر قنوت سحر ماست (گفتند بسوزید...سَمِعنا و اَطَعنا) 2 عمریست که سرمایهی ما چشمتر ماست از نوکریِ توست به هر جا که رسیدیم یعنی که غلامیِّ تو تنها هنر ماست هر جا عَلَمی هست همان جا حرم توست پس کرب و بلایت همه جا در نظر ماست از دار جهان هیچ نداریم به جز اشک اشکی که خودش روز قیامت سپر ماست ای کشتهی بیغسل و کفن، تشنگی تو داغیست که تا روز ابد بر جگر ماست ***** من به پای سرت سر آوردم حاجت عمه را برآوردم آنقدر که پدر پدر کردم پدر شام را درآوردم وقت اذان زدند مرا زخم ها با زبان زدند مرا یک تنه کاروان گریه شدم قد یک کاروان زدند مرا ***** همه دنیا برای بقیه سر گرد و خاکیتم برای من بسه دیگه این تنور و اون طبق یه کمم بیا بشین رو پای من وقتی از رو بالا میفتادی زمین نمیدونی چی میومد به سرم همه رو شاید ببخشم ولی از نیزهدار سر تو نمیگذرم اون از اون که بیخبر رفتی سفر حالا هم که اومدی نمیبریم راستی بهت گفته بودم تو کوچهها بازار برده فروشا بِگذریم راست میگن که یک شبِ بزرگ شدم دندونای شیریمُ اصلا دیدی دختری که وصلهی جون تو بود میدونی که چند شبِ نبوسیدی من فقط یه کم موهام سوخته همین یه کمم کبوده رنگم مگه نه لباسام یه ذره نامرتبه ولی من هنوز قشنگم مگه نه ***** دوتامون لبامون پر از خونه موهام مثل موهات پریشونه حالا مثل تو من یه دندون شکسته دارم دوتامون موهامون پر از دوده قراره جدایی مگه بوده یتیمی برا من هنوز زوده سنی ندارم امشب بیا خودم مادر میشم برات خاکا رو پاک کنم از صورت و لبات حالا که اومدی بیشتر پیشم بمون لبهاتو میبوسم قرآن برام بخون
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد