هرچند عیان است ولی وقت بیان است
سیدمهدی میردامادپسندیدن13
بازدید3.8K
(هر چند عیان است ولی وقتِ بیان است) 2 عشق تو گرانقدرترین عشقِ جهان است این عشق همان است که قیمت شدنی نیست این عشق همان است که همقیمت جان است هرکس سخن از عشق تو گفته است بیاید روی سخنم با همهی مدعیان است پای علمت هر قدمی خونِ شهید است خون شهدا آبروی عصر و زمان است هرکس که شهید تو نشد طعمهی مرگ است هرکس که فدایِ تو نشد غرقِ زیان است جز بیرق سرخ تو نداریم به شانه (زیر علمت امنترین جای جهان است) 2 ***** (از رو ذوالجناح که افتاد دُویدم) 2 تا رسیدم رو سینهاش نشسته بود نتونستم از تَنش دربیارم نیزهها تو بدنش شکسته بود یه نفر شمشیرشو برده بالا چشماش از بغضِ علی خون شده بود دستمو جلو آووردم که دیدم دستم از پوست آویزون شده بود