نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من قسم دادم تو را بر چشمِ گریانم نرو بر نمیگردی دگر، من خوب میدانم نرو جان من بودی و هستی باز هم یک جان بگو عشقِ من ای جان من، از جسم بیجانم نرو بوسه بر حلقوم خشکت هم مرا، راضی نکرد من کلافه، مضطرم، اصلاً نمیدانم نرو خانهات آباد آقا چشم تارم گود شد ترس گودالِ غمِ تو، کرده ویرانم نرو کهنه پیراهن تنت کردم، سپس گفتم نرو یک قدم رفتی ولی حالا پشیمانم نرو ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد