نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نگاهت دور شد از منظرم آهسته آهسته چه میگفتی به چشمان ترم آهسته آهسته تو داری میروی با سرعت از پیش نگاه من ولی جان میرود از پیکرم آهسته آهسته نمیگویم نرو اما نگاهی هم به زینب کن مدارا کن برادر، خواهرم آهسته آهسته تو هر چه دورتر رفتی به گوشم بیشتر آمد صدای گریههای مادرم آهسته آهسته چه میآید به روز حنجرت آهسته آهسته چه میآید به روز معجرم آهسته آهسته تو در گودال می مانی و میبینی که می آیند حرامی ها همه دور و برم آهسته آهسته تو و عباس بودید و حجاب خواهرت هم بود رود بعد از تو چادر از سرم آهسته آهسته *** ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد