
دنبال تو میگردم و تو شب، هر کوچهای از تو خبر داره مشکی به تن کردن خیابونا، داغ تو رو سنگم اثر داره صف میکشن پیر و جوان هر شب، تو هیئتا سینه زنت باشن صف میکشن تا که عزادار، اون پیکر بی کفنت باشن مسیحیا کلیمیا و شیعه، هر کی برات یه جوری غمگینه فرقی ندارن آدما اینجا، غمت فرای دین و آیینه تو خیمههای ماتمت هر سال، یه چشم ما اشک یکی آهه به مادرت قسم که از اینجا، تا حرم تو راه کوتاهه با دست خالی اومدیم ارباب، داراییمون چشم تره آقا گریه برای داغ شش ماهت، از نون شب واجب تره آقا بعد مُحرم هر کیو دیدم، از این که غمگین بوده خوشحاله اون لحظهای که اشک میریزیم احسن الحاله ممنونم از تو از تو که هرسال، اجازه دادی نوکرت باشم خیلی ازت دورم ولی باید، تا میتونم دور و بّرت باشم ***