
هر آینه دلی ست که حیران کربلاست در هر کجا سریست پریشان کربلاست داغی اگر که هست به این سینه داغ توست ماتم اگر که هست ز هجران کربلاست اشک است این که دور حرم را گرفته است آری فرات دیدۀ گریان کربلاست چشمی که روشن است به اشک غم حسین شمعی به بزم شام غریبان کربلاست نوح ائمه گفت که نوحو علی الحسین کشتی شکست خوردۀ طوفان کربلاست جا دارد از کفن بگریزیم روز مرگ از غربتی که در تن عریان کربلاست افتاده صد تّرک به بلور دل رسول از هر تّرک که بر لب عطشان کربلاست روزِ حسین خون دل از دیده میرود این گریۀ امامِ خراسان کربلاست ***