نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(دستمو از دست عمّه جدا کردم دلو رها کردم برای سر دادن من ادّعا کردم)2 از حرم تا قتلگاه چقد دعا کردم خدا خدا کردم نفس نفس زدمو تورو صدا کردم توی این جنجال تو که رفتی از حال اومدم گودال انگاری قسمت اینه ای عمو جونم تن من با بدن تو بشه پامال گرد و غباره تو پیادهای و دشمنت سواره گرد و غباره اون که نیزه نداره سنگ میاره گرد و غباره (گرد و غباره زخمای روی تن تو بیشماره گرد و غباره ذکر عمّه علیکُنَّ بالفِراره گرد و غباره)2 ای عمو جونم ای عمو جونم.... روی جسمت جای نیزه و شمشیره تنت پر از تیره دل من از دنیا بدون تو سیره مادرت فاطمه این صحنه رو میبینه که قاتل ازکینه با خنجر اومده تا بشینه رو سینه (ناروا میزد دشمنت با نیزه بیهوا میزد)2 پیر مردی اومد و بین این گودال به تن بیجونت هی عصا میزد گرد و غباره آسمون کربلا تیره و تاره روی پیکرت داره نیزه میباره گردو غباره گردو غباره نزنیدش به خدا توون نداره دخترش میون خیمه بیقراره گردو غباره ای عمو جونم ای عمو جونم....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد