
در طریقت راه آسان تا خدا یک فاطمهست علّت خلق تمام ماسِوا یک فاطمهست نغمهی لولاک را تکرار کن، یعنی فقط آفرینش ابتدا تا انتها یک فاطمهست کوثر است و سرّ تطهیر تمام آیهها شأن تنزیل تمام اِنّما یک فاطمهست آنکه دختر بودنش شد سربلندیِ پدر آنکه شد ذکر تمام انبیاء یک فاطمهست ای حسود پست چشمت کور بادا آنکه بود همسر او تاجدار اولیاء یک فاطمهست آن عروسی که ببخشد رخت خود شام زفاف آنکه شد مام کرم بر مجتبی یک فاطمهست آنکه با شش ماهه دادن در ره احیاء دین درس داده بر شهید کربلا یک فاطمهست روز محشر میشود روشن برای هر کسی دو ندارد محور آل کساء یک فاطمهست چادر او وصلهدار امّا پناه عالم است آنکه داده روح بر آل عبا یک فاطمهست چشمهی خیر کثیر و خیرخواهی ذات اوست دختر خیر البشر خیر النساء یک فاطمهست در قیامت حکمرانش میکند ذات اِله آنکه دارد اذن بی چون و چرا یک فاطمهست چشم مردم کور بود و دیدهی تاریخ دید آنکه شد حامی دین در کوچهها یک فاطمهست فاطمه یعنی بریده گشته از آتش ولی آنکه افتاده به آتش زیر پا یک فاطمهست مُندرِس شد چادرش از بس لگد بر او زدند آنکه خورده ضربههای بی امان یک فاطمهست خواست خاموش کند دور و برش را که نشد پشت در جمع کند بال و پرش را که نشد در آتش زده شد ضربدر ضربهی پا خواست تا دفع کند ضرب درش را که نشد تا که در خورد به او داد علی در آن است هر چه او کرد نفهمد اثرش را که نشد آتش، جمعیّت، دود، در، علی خواست از اینهمه گیرد خبرش را که نشد خم شده تا نرسد بر پسرش زخمی تیز تا به گهواره ببیند پسرش را که نشد تا که فهمید کشیدند علی را بردند رفت با دست بگیرد کمرش را که نشد تا به مسجد برسد آنقدَری راه نبود رفت بستند مسیر گذرش را که نشد قنفذ آمد نگذارد برسد تا مسجد تا مغیره شکند بال و پرش را که نشد