نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خواهند اگر ببخشند از مجرمی گناهی اول ورا نوازند با سوز و اشک و آهی دریایِ عفو جوشد از اشک دردمندی اوراق جرم سوزد از آهِ صبحگاهی اینجا گناه بخشند کوهی به کاه بخشند بیچاره من که با خود ناورده پَرِ کاهی ای وای اگر برایِ اِفشایِ هر گناهم گردند روزِ محشر هر عضو من گواهی هر چند روسیاهم با آن همه گناهم مشتاقِ یک نگاهم،مولایِ من نگاهی یا رب چگونه سوزد آن کو در آستانت رخسارِ خویش سوده بر خاک گاه گاهی بارِ گناه سنگین ره مناهی به بن بست در پیشِ رو ندارم جز بابِ توبه راهی از من گنه بُود زشت از تواست عفو زیبا ای عفو از تو زیبا العفو یا الهی تنِ خسته پا شکسته درها تمام بسته جز بایِ رحمتِ تو نبُود مرا پناهی عمری گناه کردم دل را سیاه کردم من اشتباه کردم یا رب چه اشتباهی با کثرت گناهم مپسند روسیاهم کاوردهام علی را در عینِ روسیاهی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد