نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عبد فراریم به درت باز آمدم اقرار میکنم که گنه کارم و بدم اعلان صلح و آشتی از جانب تو بود باور نمیکنم که بخوانی کنی ردم سنگینی گناه ز پایم فکنده است جز تو که دست گیرد و جز تو که بخشدم؟ ای وای من که چون به درت توبه میکنم سر میزند دوباره گناه مجددم با آنکه عهد خویش شکستم هزار بار این دفعه ی هزار و یکم باز آمدم خواهی ببر به دوزخ و خواهی ببر بهشت من عاشق محمد و آل محمدم خواهی ببر بهشت من عاشق محمد و آل محمدم پیش ما حرص بهشت و غصه ی دوزخ یکی است پرده بردارید این دل آرزومند علی است رود اگر رود فرات و آب اگر آب حیات تا ابد شرمنده ی لب های فرزند علی است پدر شکافته فرق و پسر بریده گلو تو گریه زین پدر و زان پسر دریغ مکن دست من گیر که این دست همان است که من سال ها از غم تو بر سر و بر سینه زدم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد