از بس که غافلم ز حساب و کتاب خود

از بس که غافلم ز حساب و کتاب خود

[ حنیف طاهری ]
از بَس که غافلم زِ حساب و کتابِ خود
در حیرتم به حَشر چه سازم جوابِ خود؟!

مادر زِ مهر سرزنشِ طفل می‌کند
از من مگیر وقتِ خطایم عتابِ خود

هر چند رو سیاه ولی بنده‌ی توام
ای مهربان جدا مکن از من حسابِ خود

غفلت زِ مرگ فرصتِ جبران زِ من گرفت
طی شد تمامِ زندگی‌ام در سرابِ خود

من ناله از عذابِ جهنم نمی‌کنم
دریافتم به دوریِ از تو عذابِ خود

مسکین در احترام کریم است هر که هست
خورشید می‌کشد همه را در حجابِ خود

ما حدِّ خود زِ گریه مستانه می‌خوریم
مستِ این چنین  کسی نشود از شرابِ خود

محشر به غیرِ نامِ علی سَر نمی‌دهم
وقتی ندا رسد که بخوانم کتابِ خود

پرسیدم از تو،توبه من هم قبول هست؟!
نامِ حسین آمد و دیدم جوابِ خود

نظرات