
ای کاش میشد با تو قرآن سر بگیرم در آسمانیِ نگاهت پر بگیرم ای کاش میشد امشب ای قرآن ناطق دست شما را جای قرآن سر بگیرم ای کاش میشد لا اقل یکبار در خواب با دستِ آغوشم تو را در بر بگیرم ای کاش پایم وا شود در خیمهای که یک لقمه نان و عشق از دلبر بگیرم ای کاش در تقدیر من امشب نویسند پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم آب پاشی نشود پادری هر چشمی (تا بدانند که یار از چه دری می آید) ۲ ای کاش در تقدیر من امشب نویسند پای تو را یک چشم به چشم تر بگیرم ای کاش میشد تا برای سجده از تو مُهری از تربت مادر بگیرم تقدیرم ای کاش این شود با تو محرم ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم