نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای درود و صلوات از احدِ دادگرت ای امامان و نبی خدا مفتخرت خازن باب جنان خادم کوی کرمت حامل وحی خدا طوطی شاخ شجرت میکند ناز به بوی خوش فردوس نسیم گر به همراه غباری بَرد از خاک درت دختران در همه جا دست پدر میبوسند تو که هستی که زند بوسه به دستت پدرت؟ تو که هستی که به فرمان خداوند مجید؟ قد به تعظیم برافراشت به خیرُ البشرت تو که سر تا به قدم احمدِ مُرسل بودی زِ چه خم گشت در ایّام جوانی کمرت تو که مِرآت خدایی به چه جرم و گناهی نیلگون گشت زِ سیلی رخ همچون قمرت به نگاه علی و نالهی زینب سوگند پسرت دید در آن کوچه چه آمد به سرت خانهات نِی که همه هستیِ عالم میسوخت گر نمیریخت بر آن شعله سرشکِ بصرت **** آنان که تماشا کردند سند تیر به اصغر زدن امضا کردند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد