نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خروش سرد موجا، به زیر گام سقام خالیه از تلاطم، به احترام سقام دریا، دخیل زیر پاته چیزی، كه خواهشه فراته طعمِ، بهشتِ رو لباته مثل، كرامت مسیحا جونِ، دوباره دادی سقا بازم، به ماهی های دریا تو خیمه های تشنه دلواپسِ سكینه الهی چشم تیرها مشك تو رو نبینه مشك، تو رو كه پاره كردند چشمت، رو پرستاره كردند اهلِ، منو آواره كردند دیدم، با سینه ای پر از درد ضربِ، دست و عمود نامرد از هم، ابروهاتو جدا كرد اگه همه امیدِ خیمه ها نا امید شد ولی ساقی به پیشِ، فاطمه رو سفید شد زهرا، بالا سرت نشسته مادر، با دستهای شكسته زخمِ، فرق سرت رو بسته سوگند، به اشك دختر من بی تو، امید آخر من ازهم، می پاشه لشگر من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد