نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حیدری در خانهی حیدر به دنیا آمده یا که امشب حمزهای دیگر به دنیا آمده لرزه افتاده به جان دشمنان اهل بیت حامی اولاد پیغمبر به دنیا آمده ای فدائیان دربارِ حسین و مجتبی چشمتان روشن که سر لشکر به دنیا آمده رفت دوران سراب و عالمی سیراب شد تشنگان، سقای آبآور به دنیا آمده درد بیدرمان ندارد جا به عالم بعد ازین سر پناهِ سائل این در به دنیا آمده ای پریشان ای گرسنه ای گرفتار ای فقیر آمده باب الحوائج هر چه میخواهی بگیر السلام ای زادهی آزادهی اُمُّ البنین ای مسیح سفرههای سادهی اُمُّ البنین چشم وا کردی به دنیا عاقبت شد مستجاب آن دعاهای سر سجادههای اُمُّ البنین روز میلادت علی آن قدر از تو گفت که شد زمین و آسمان دلداده اُمُّ البنین عالمی را مست کردی ساقی مشکلگشا بس که گشتی مست مست از باده اُمُّ البنین مستجاب الدعوه بودن روزی ما نیز شد تا به تو گفتیم آقازادهی اُمُّ البنین دشمنت هم دست خالی برنگشته از درت هر چه خوبی میرسد لطف تو هست و مادرت تو که هستی؟ که علی زد بوسه بر دستان تو تا ابد هم اولیا هم انبیا حیران تو ما چه باید وقت ابراز ارادت رو کنیم گفته وقتی که امامت جان من قربان تو تو چه کردی مرزها را عالم عشقت شکست تو چه کردی ارمنی شد بی سر و سامان تو میزند تا روز محشر هر فرشته بوسه بر دست هر کس که گره خوردهست بر دامان تو بین عالم هر کسی را بهر کاری ساختند تو بلاگردان زینب من بلا گردان تو (ای اَبَالغوث، ای ابالقُربه، امیر علقمه من تو را دارم فقط , پس بینیازم از همه) ۲ ****** تو یک گوشهی چشمت غم عالم ببرد مپسندی که تو باشی و مرا غم ببرد در خرابات چو من خانه خرابی نبود باز خواهی که مرا سیل دمادم ببرد (هر که بر دامن احسان تواَش دسترس است به دهان خاکش اگر نام ز حاتم ببرد) ۲ ای که حاجت ز حسین میطلبی دقت کن پرچم شاه به سوی حرم عباس است خلق میداند که در بهداری قُرب حسین دردها را بیشتر عباس درمان میکند ***** ای ستون کربلا , ای قرص مهتاب حسین حضرت صاحب علم، ای یار نایاب حسین آن قدَر نزد امامت تو ادب کردی شدی از همه محبوبتر در بین اصحاب حسین ای کسی که کاشفُ الکَرب امامت میشوی نام زیبای تو گشته نقش محراب حسین با نگاهی هر که را خواهی حسینی میکنی بعد زینب نیست کس مثل تو بیتاب حسین ای خداوند کَرَم با تو رفاقت کرده است هر که نوشیده در عالم از مِیِ ناب حسین اعتقادم این بُوَد فردا که روز محشر است غم ندارد در دلش هر کس ابالفضلیتر است ای که لبتشنهترین سقای این دنیا شدی با همه نیروت حامی بَنی الزهرا شدی تا قیامت دادهای درس ادب بر شیعیان تو سپهسالار لشکر بودی و سقا شدی ای حلالت شیر مادر، پهلوان با وفا آخرین ساعات هم گریهکنِ آقا شدی بشکند دستی که پاره پاره کرده مشک را از همه شرمندهتر در روز عاشورا شدی فکر فرداهای زینب عاقبت جانت گرفت تو همانی که کفیل زینب کبری شدی تا خبر پیچید افتاده عموی خیمهها حرمله با لشکرش آمد به سوی خیمهها یا اباالفضل...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد