تو تیر خوردهای و میکشد تن من تیر
سیدمهدی حسینیپسندیدن31
بازدید5.3K
تو تیر خوردهای و میکشد تن من تیر درست تیر سه شعبه نشست بر جگرم تو را اگر که ببیند رباب میمیرد تو را میان عبا، پشت خیمهها ببرم علی جان سرم به زیر و سرت را به سینه چسباندم مراقبم که نیفتد سر از تنت پسرم حرمله خیر نبینی گُل من نورَس بود چیدنش تیر نمیخواست نسیمی بَس بود جز خدا در همه عمرم به کسی رو نزدم هرچه آمد به سرم دست به زانو نزدم رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتند روی دستم گل بی برگ و بَرَم را کشتند