نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تَهِ گودال نگاهت به حرم دوخته بود پیش چشم تو چه کسی قصد جسارت کرده با خداوند مناجات تو را قطع نمود چکمهی شمر به لبهات اصابت کرده تَهِ گودال به پیراهن تو رحم نشد هرکسی هرچه دلش خواسته غارت کرده انقدر خواهرش کتک خورده سر انگشتر و عَبای حسین حسین وای وای وای... شب جمعست دلم باز حرم میخواهد از در خانهی ارباب کَرَم میخواهم روز اول به من آموختهاند بیچاره آن فقیری که از دست تو کم میخواهم سائل آن نیست که از سفره فقط نان خواهد سائلی خوب که از دست تو غم میخواهد در کنار دو سه خط روضه برای عباس روضه از در سوختهام میخواهد ما شنیدیم که در روز قیامت زهرا تا شفاعت بکند دست قلم میخواهد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد