یه آقایی ته گودال افتاده تشنه و بی آب
مسعود پیرایشپسندیدن7
بازدید900+
(یه آقایی ته گودال افتاده تشنه و بی حال)۲ با پا تنش را برگردوند (همه جسمش شده پامال)۲ واای، واای، واای، واویلا... (آبش نمیدن، همه دویدن)۲ به سمت تنو، همه زدنو لب و دهنو، به خون کشیدن با نیزه با تیر، با سنگ و شمشیر (آه جسمش شد درگیر)۲ رو بلندی میاد خواهر میشینه با چشای تر قاتل نشسته رو سینه (جلو چشمای مادر)۲ با نیزه رسید، موهاشو کشید تیغش رو گذاشت همونجا که خواهرش بوسیده ولی نبرید آه قاتل اما، آه پیش زهرا وای برید از قفا اگه مردای مِیدونید معنی مردو میدونید وایسید هنوز نفس دارم حرمم رو نسوزونید